درمان نیوز

افسردگی و کوچک شدن هیپوکامپ؛ یافته تازه درباره مرکز حافظه مغز

افسردگی و کوچک شدن هیپوکامپ؛ یافته تازه درباره مرکز حافظه مغز

افسردگی فقط بر خلق و خو و احساسات اثر نمی گذارد و سال ها است که پژوهشگران در حال بررسی ارتباط آن با ساختار و عملکرد مغز هستند. یک مطالعه تازه روی بیش از دو هزار بزرگسال نشان داده است که سابقه افسردگی با حجم کمتر در بخش مشخصی از…

افسردگی فقط بر خلق و خو و احساسات اثر نمی گذارد و سال ها است که پژوهشگران در حال بررسی ارتباط آن با ساختار و عملکرد مغز هستند. یک مطالعه تازه روی بیش از دو هزار بزرگسال نشان داده است که سابقه افسردگی با حجم کمتر در بخش مشخصی از هیپوکامپ، یکی از مهم ترین مناطق مرتبط با حافظه و یادگیری، ارتباط دارد.

این یافته می تواند بخشی از ارتباط پیچیده میان افسردگی، سلامت مغز و خطر اختلالات شناختی در دوران سالمندی را روشن تر کند. با این حال، محققان تاکید دارند که نتایج این پژوهش به معنای اثبات رابطه علت و معلولی نیست و هنوز مشخص نیست افسردگی دقیقا چگونه و از چه مسیری با تغییرات ساختاری مغز ارتباط پیدا می کند.

ارتباط افسردگی با کوچک شدن بخشی از هیپوکامپ

هیپوکامپ ساختاری در عمق مغز است که نقش مهمی در شکل گیری حافظه، یادگیری و جهت یابی فضایی دارد. برخلاف تصور رایج، هیپوکامپ یک ساختار کاملا یکپارچه نیست و از چند زیرناحیه تشکیل شده است که هر کدام وظایف و حساسیت های متفاوتی دارند.

پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در مطالعه جدید خود دریافتند افرادی که سابقه افسردگی داشتند، به طور متوسط حجم کمتری در ناحیه ای موسوم به CA23DG نشان می دادند. این بخش ترکیبی شامل نواحی CA2 و CA3 و همچنین شکنج دندانه ای یا Dentate Gyrus است.

این تفاوت حتی پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنس، شاخص توده بدنی و میزان فعالیت بدنی نیز مشاهده شد. در مقابل، در تحلیل اولیه ارتباط معناداری میان افسردگی و حجم CA1 یا Subiculum دیده نشد.

پژوهش روی بیش از ۲۰۰۰ فرد سالمند انجام شد

یکی از نقاط قوت این تحقیق، تعداد نسبتا زیاد شرکت کنندگان و تمرکز بر افرادی بود که هنوز دچار اختلال شناختی تشخیص داده شده نبودند. این موضوع به پژوهشگران اجازه داد تغییرات مرتبط با افسردگی را پیش از بروز آشکار زوال شناختی بررسی کنند.

در مجموع ۲۰۰۹ فرد ۵۰ تا ۹۰ ساله در این پژوهش شرکت داشتند. از این تعداد، ۶۳۰ نفر سابقه افسردگی داشتند و ۱۳۷۹ نفر در گروه بدون افسردگی قرار گرفتند. تمام شرکت کنندگان از نظر شناختی سالم ارزیابی شده بودند.

محققان با استفاده از اسکن های MRI با وضوح بالا حجم زیرناحیه های مختلف هیپوکامپ را اندازه گیری کردند. در بخشی از نمونه نیز از PET برای بررسی تجمع آمیلوئید و تائو و از آزمایش ژنتیکی برای بررسی وضعیت ژن APOE4 استفاده شد.

افسردگی چه ارتباطی با آلزایمر دارد؟

افسردگی چه ارتباطی با آلزایمر دارد؟

پژوهش های پیشین نشان داده اند که سابقه افسردگی با افزایش احتمال ابتلا به بیماری آلزایمر در سال های بعد زندگی ارتباط دارد، اما مسیر زیستی این ارتباط هنوز کاملا مشخص نیست. یکی از دلایل توجه محققان به هیپوکامپ نیز این است که این منطقه هم در افسردگی و هم در بیماری آلزایمر مورد توجه قرار گرفته است.

بیشتر بخوانید:  همه چیز درباره افسردگی بهاری و راه های درمان آن

پژوهشگران بررسی کردند آیا ارتباط میان افسردگی و حجم کمتر CA23DG را می توان با عوامل شناخته شده مرتبط با آلزایمر توضیح داد یا خیر. نتایج نشان دادند وضعیت ژن APOE4 و میزان پروتئین تائو رابطه اصلی مشاهده شده را به شکل روشنی توضیح نمی دهند.

در تحلیل مربوط به آمیلوئید، پس از اضافه شدن این عامل، ارتباط از نظر آماری دیگر معنادار نبود. با این حال، اندازه اثر تقریبا مشابه باقی ماند و نویسندگان مقاله احتمال داده اند کاهش تعداد افراد دارای داده های آمیلوئید باعث کاهش قدرت آماری شده باشد. به همین دلیل نمی توان با اطمینان گفت آمیلوئید هیچ نقشی در این رابطه ندارد.

آیا طول مدت افسردگی از شدت آن مهم تر است؟

یکی از بخش های جالب مطالعه به تفاوت میان شدت فعلی علائم و سابقه طولانی تر افسردگی مربوط می شود. پژوهشگران مشاهده کردند افرادی که سابقه تشخیص افسردگی داشتند اما علائم فعلی آنها کنترل شده تر بود، ارتباط بیشتری میان برخی شاخص ها و حجم کمتر CA23DG نشان می دادند.

این یافته این احتمال را مطرح می کند که مدت زمانی که فرد با افسردگی زندگی کرده است، شاید برای سلامت هیپوکامپ اهمیت داشته باشد. با این حال، پژوهشگران اطلاعات دقیقی درباره مدت واقعی افسردگی هر فرد در اختیار نداشتند و بنابراین این فرضیه هنوز نیازمند بررسی بیشتر است.

نویسندگان تاکید کرده اند که سن شروع تشخیص افسردگی نیز در این مطالعه ارتباط معناداری با حجم زیرناحیه های هیپوکامپ نشان نداد. در نتیجه هنوز نمی توان تعیین کرد مدت بیماری، شدت آن یا عوامل دیگری مانند درمان چه سهمی در تغییرات مشاهده شده دارند.

داروهای ضد افسردگی و حجم هیپوکامپ

نتیجه دیگری که ممکن است در نگاه اول نگران کننده به نظر برسد، مربوط به مصرف داروهای ضد افسردگی است. در میان شرکت کنندگان مبتلا به افسردگی، افرادی که مصرف داروی ضد افسردگی را گزارش کرده بودند، حجم کمتری در نواحی CA1 و CA23DG داشتند.

اما این یافته به هیچ وجه ثابت نمی کند که داروهای ضد افسردگی باعث کوچک شدن مغز می شوند. پژوهشگران اطلاعات کافی درباره شدت افسردگی قبل از شروع درمان، مدت مصرف دارو، نوع دارو و طول دوره بیماری در اختیار نداشتند.

یک توضیح احتمالی این است که افرادی با افسردگی شدیدتر یا طولانی تر معمولا احتمال بیشتری دارد که دارو دریافت کنند. در علم پزشکی به چنین مسئله ای «سوگیری ناشی از علت تجویز» گفته می شود؛ یعنی ممکن است ویژگی بیماری باعث ارتباط آماری دیده شده باشد، نه خود دارو.

آیا افراد باید مصرف داروی ضد افسردگی را متوقف کنند؟

پاسخ پژوهشگران به این سوال کاملا روشن است: خیر. داده های این مطالعه برای نتیجه گیری درباره اثر مستقیم داروهای ضد افسردگی بر ساختار مغز کافی نیستند و نباید مبنایی برای قطع یا تغییر خودسرانه درمان قرار بگیرند.

بیشتر بخوانید:  نقش حیاتی توجه و تقویت رابطه زناشویی در موفقیت زندگی مشترک

دانیل لو، نویسنده اول پژوهش، توضیح داده است که در این مطالعه امکان جدا کردن اثر بالقوه دارو از اثر افسردگی شدیدتری که دارو برای درمان آن تجویز شده وجود نداشته است. برای پاسخ دقیق تر، مطالعات طولی لازم هستند که افراد را پیش و پس از شروع درمان دنبال کنند.

قطع ناگهانی بعضی داروهای ضد افسردگی نیز می تواند با علائم قطع دارو یا بازگشت علائم بیماری همراه باشد. بنابراین هرگونه تغییر در درمان باید با نظر پزشک انجام شود و نتایج این مطالعه دلیل مناسبی برای تغییر خودسرانه دارو نیست.

آیا افسردگی واقعا باعث کوچک شدن مغز می شود؟

این عنوان ممکن است جذاب باشد، اما از نظر علمی هنوز نمی توان چنین نتیجه قطعی گرفت. مطالعه جدید از نوع مشاهده ای است و نشان می دهد افسردگی و حجم کمتر CA23DG در کنار یکدیگر دیده شده اند؛ نه اینکه یکی لزوما علت مستقیم دیگری باشد.

عوامل متعددی مانند مدت بیماری، ژنتیک، سبک زندگی، استرس مزمن، شرایط جسمی، درمان های دارویی و عوامل اجتماعی ممکن است بر ساختار مغز اثر بگذارند. همچنین پژوهش حاضر تنها یک تصویر از وضعیت شرکت کنندگان در یک مقطع زمانی ارائه می دهد و مسیر تغییرات مغز در طول سال ها را مستقیما اندازه گیری نکرده است.

برای اثبات رابطه علت و معلولی، پژوهش های طولانی مدت لازم است که تغییرات هیپوکامپ را قبل از شروع افسردگی، در طول بیماری و پس از درمان بررسی کنند.

نتیجه گیری

مطالعه جدید نشان می دهد افسردگی در بزرگسالان ۵۰ تا ۹۰ ساله با حجم کمتر ناحیه CA23DG در هیپوکامپ ارتباط دارد؛ بخشی از مغز که در حافظه و یادگیری نقش مهمی ایفا می کند. این ارتباط حتی پس از بررسی چند عامل مرتبط با سلامت جسمی و خطر آلزایمر همچنان توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است.

با این حال، یافته ها هنوز ثابت نمی کنند که افسردگی مستقیما باعث کوچک شدن هیپوکامپ می شود یا داروهای ضد افسردگی مسئول این تغییرات هستند. ارزش اصلی این تحقیق در آن است که مسیر تازه ای برای بررسی ارتباط سلامت روان، حافظه و سالمندی مغز باز کرده است.

پژوهشگران معتقدند مطالعات طولانی مدت می توانند مشخص کنند که آیا درمان موثر افسردگی قادر است از تغییرات ساختاری مغز جلوگیری کند یا خیر. تا آن زمان، این نتایج بیشتر از آنکه دلیلی برای نگرانی یا تغییر درمان باشند، یادآور اهمیت توجه به سلامت روان به عنوان بخشی از سلامت مغز در دوران سالمندی هستند.

چه امتیازی به این پست میدهید ؟

میانگین امتیاز 0 / 5. میانگین امتیازات: 0

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز میدهید

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×