گاهی اتفاق خاصی در زمان حال نیفتاده است، اما بدن ناگهان واکنشی نشان می دهد که برای خودمان هم قابل توضیح نیست. شنیدن یک صدای خاص می تواند اضطراب ایجاد کند، نزدیک شدن به سالگرد یک فقدان ممکن است خواب را مختل کند یا بعد از یک گفت و گوی پرتنش، سردرد، دل درد و گرفتگی عضلات ظاهر شود.
این واکنش ها لزوما به این معنا نیستند که بدن «اتفاق گذشته را به یاد آورده» است. در روان شناسی و علوم اعصاب، توضیح دقیق تر این است که تجربه های شدید و استرس زا می توانند نحوه پاسخ مغز و بدن به بعضی محرک ها را تغییر دهند. به همین دلیل، گاهی یک صدا، بو، مکان، تاریخ یا موقعیت مشابه تجربه قبلی می تواند واکنش اضطرابی یا جسمی ایجاد کند؛ حتی زمانی که فرد آگاهانه ارتباط میان این دو را تشخیص نمی دهد.
حافظه بدن دقیقا چیست؟
«حافظه بدن» بیشتر یک اصطلاح توضیحی است تا نام یک سیستم حافظه مستقل در بدن. این اصطلاح معمولا برای توصیف شرایطی استفاده می شود که تجربه های گذشته، به ویژه تجربه های همراه با ترس و استرس شدید، بعدها در قالب واکنش های هیجانی، رفتاری یا فیزیولوژیک دوباره ظاهر می شوند.
در چنین شرایطی ممکن است فرد نتواند بگوید دقیقا چرا مضطرب شده است، اما بدن او نسبت به یک محرک خاص واکنش نشان دهد. پژوهش ها درباره حافظه ضمنی و اختلالات مرتبط با تروما نشان می دهند که بخشی از اطلاعات هیجانی و حسی می توانند بدون اینکه همیشه به شکل یک خاطره آگاهانه و واضح تجربه شوند، بر واکنش های فرد تاثیر بگذارند.
چرا بدن در برابر بعضی محرک ها دوباره واکنش نشان می دهد؟
مغز برای تشخیص خطر طراحی شده است و یکی از وظایف مهم آن این است که از تجربه های قبلی برای پیش بینی موقعیت های آینده استفاده کند. اگر یک محرک در گذشته با یک اتفاق تهدیدآمیز همراه شده باشد، مغز ممکن است بعدها با دیدن محرکی مشابه، سیستم هشدار را سریع تر فعال کند.
این واکنش می تواند شامل تغییر ضربان قلب، افزایش تنش عضلانی، تعریق، لرزش، احساس تهوع، دشواری در تنفس یا احساس آماده باش باشد. چنین پاسخ هایی بخشی از واکنش طبیعی بدن به تهدید هستند و در اختلال استرس پس از سانحه نیز می توانند با یادآورهای مربوط به تجربه آسیب زا دوباره فعال شوند.
به زبان ساده، بدن گاهی میان «این اتفاق شبیه گذشته است» و «این اتفاق همان خطر گذشته است» تفاوت کافی قائل نمی شود. در نتیجه، واکنش دفاعی می تواند قبل از آنکه فرد فرصت تحلیل منطقی موقعیت را پیدا کند، شروع شود.
چه چیزهایی می توانند واکنش های بدنی مرتبط با تجربه گذشته را فعال کنند؟
محرک ها همیشه واضح و قابل تشخیص نیستند. گاهی فرد دقیقا می داند چه چیزی او را مضطرب کرده است، اما در بعضی مواقع ارتباط میان محرک و تجربه گذشته برای او روشن نیست.
برخی محرک های رایج عبارتند از:
- صدا یا موسیقی خاص
- بوهای آشنا
- مکان یا محیطی که با تجربه ناخوشایندی ارتباط داشته است
- تاریخ یا سالگرد یک اتفاق مهم
- لحن یا رفتار خاص یک فرد
- موقعیت هایی که احساس بی پناهی یا ناامنی ایجاد می کنند
- دیدن تصاویر یا شنیدن خبرهایی که یادآور یک تجربه دشوار هستند
- قرار گرفتن در شرایطی که شباهتی به موقعیت تهدیدآمیز گذشته دارد
در PTSD، حتی فکر کردن به یک تجربه یا مواجهه با اشیا و موقعیت های یادآور آن می تواند علائم روانی و جسمی ایجاد کند. البته داشتن چنین واکنشی به تنهایی به معنای ابتلا به PTSD نیست.
حافظه بدن چه علائمی می تواند ایجاد کند؟

واکنش بدن به استرس فقط در ذهن اتفاق نمی افتد. سیستم عصبی خودکار می تواند در پاسخ به تهدید یا استرس فعال شود و تغییراتی در عملکرد بدن ایجاد کند. به همین دلیل، بعضی افراد تجربه های روانی دشوار را بیشتر از طریق نشانه های جسمی احساس می کنند.
این نشانه ها می توانند شامل موارد زیر باشند:
- افزایش ضربان قلب و تپش قلب
- تعریق یا لرزش
- گرفتگی و تنش عضلات
- سردرد
- ناراحتی معده یا مشکلات گوارشی
- اختلال در به خواب رفتن یا ادامه خواب
- احساس خستگی و فرسودگی
- احساس بی قراری و آماده باش دائمی
- سرگیجه یا دشواری در تنفس
این علائم واقعی هستند، اما وجود آنها به تنهایی ثابت نمی کند که علتشان یک تجربه روانی گذشته است. بیماری های جسمی مختلف نیز می توانند علائم مشابهی ایجاد کنند. بنابراین، نباید هر درد یا علامت جسمی را به «حافظه بدن» نسبت داد.
آیا هر واکنش جسمی به معنی تروما است؟
خیر. این نکته اهمیت زیادی دارد، چون در فضای مجازی گاهی هر سردرد، دل درد یا گرفتگی عضله به یک «تروما در بدن» نسبت داده می شود؛ چیزی که از نظر علمی ساده سازی بیش از حد است.
استرس روزمره، کم خوابی، فشار کاری، بیماری های جسمی، مصرف بعضی داروها و عوامل متعدد دیگری نیز می توانند باعث ایجاد علائم جسمی شوند. حتی در افرادی که تجربه ناخوشایندی داشته اند، هر واکنش بدنی لزوما نتیجه آن تجربه نیست.
اگر علائم جدید، شدید، مداوم یا نگران کننده هستند، بررسی پزشکی اهمیت دارد. در صورتی که علائم با اضطراب، خاطرات مزاحم، کابوس، اجتناب از موقعیت های خاص یا احساس آماده باش مداوم همراه باشند، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان نیز می تواند مفید باشد.
جمع بندی
بدن و ذهن دو سیستم جدا از هم نیستند. تجربه های شدید و طولانی مدت می توانند نحوه واکنش سیستم عصبی به محرک های مختلف را تغییر دهند و باعث شوند بعضی موقعیت ها، حتی پس از پایان خطر، واکنش های هیجانی یا جسمی ایجاد کنند.
اصطلاح «حافظه بدن» می تواند برای توضیح این ارتباط مفید باشد، اما نباید آن را یک تشخیص پزشکی یا توضیحی برای تمام دردهای جسمی در نظر گرفت. اگر بدن در موقعیتی که ظاهرا خطری وجود ندارد وارد حالت آماده باش می شود، بهتر است به جای سرزنش کردن خود یا ترسیدن از این واکنش، به الگوی آن توجه کنیم و در صورت تداوم یا اختلال در زندگی روزمره، از متخصص کمک بگیریم.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه