اضطراب بخشی طبیعی از زندگی انسان است و در حد متعادل میتواند انگیزهبخش و کمککننده باشد. با این حال، زمانی که از حد بهینه عبور کند، عملکرد فرد را مختل کرده و سلامت روان و جسم را تهدید میکند. فشارهای روانی روزمره، استرسهای محیطی و توقعات اجتماعی میتوانند اضطراب را تشدید کنند و زمینهساز مشکلات بلندمدت جسمی و روانی شوند. بررسی علمی و شناخت علل و پیامدهای اضطراب، اولین گام برای مدیریت مؤثر آن است.
اضطراب؛ ساز و کار طبیعی بدن که گاهی مخرب می شود
اضطراب در واکنش به تهدید و خطر فعال میشود و در سطح متعادل، به انسان کمک میکند تا آماده عمل، تمرکز و تصمیمگیری شود.
نورمحمد بخشانی، روانشناس بالینی، توضیح میدهد که اضطراب سازوکاری تکاملی است و به بقا و عملکرد بهتر در شرایط فشار کمک میکند. اما وقتی شدت و تداوم آن افزایش یابد، این سازوکار طبیعی تبدیل به عامل مخرب میشود و میتواند اختلالات روانی مانند افسردگی، اختلال اضطراب فراگیر و حتی مشکلات جسمانی مانند فشار خون بالا، بیماریهای قلبی و اختلالات گوارشی را ایجاد کند. ارتباط دوسویه بین سلامت روان و جسم، نشان میدهد که اختلال در یکی از این حوزهها میتواند به دیگری نیز آسیب برساند.
تاثیر اضطراب بر عملکرد تحصیلی و تصمیم گیری
اضطراب نهتنها سلامت جسمانی را تهدید میکند، بلکه توانایی شناختی فرد را نیز مختل میکند.
به گفته بخشانی، اضطراب در سطح بهینه میتواند عامل انگیزهبخش باشد، اما زمانی که تمرکز، یادآوری اطلاعات و تصمیمگیری تحت فشار قرار میگیرند، به اضطراب مخرب تبدیل میشود. نمونه بارز آن را میتوان در دانشآموزان و دانشجویانی مشاهده کرد که تحت فشار امتحان، عملکردی پایینتر از سطح واقعی خود دارند. نقش خانوادهها در این شرایط بسیار مهم است؛ مقایسه، سرزنش و بزرگنمایی نتایج تحصیلی میتواند اضطراب را تشدید کند و بر اعتماد به نفس دانشآموز اثر منفی بگذارد.
راهکارهای علمی مدیریت اضطراب
مدیریت اضطراب نیازمند ترکیبی از مهارتهای روانشناختی و استراتژیهای عملی است که میتواند بدون استفاده از دارو نیز مؤثر باشد.
بخشانی بر آموزش مهارتهای مدیریت استرس تأکید میکند و میگوید: تمرینهای آرامسازی، تکنیکهای تنفسی، مدیریت زمان، برنامهریزی منظم و بهرهگیری از مشاوره تخصصی، ابزارهای مؤثری برای کنترل اضطراب هستند. این روشها باعث میشوند فرد بتواند پاسخهای هیجانی خود را مدیریت کرده و فشار روانی را کاهش دهد. افزون بر این، تمرینهای ذهنآگاهی و تکنیکهای شناختی–رفتاری نیز میتوانند به کاهش افکار منفی، افزایش تمرکز و بهبود تصمیمگیری کمک کنند.
هشدار نسبت به توصیه های غیر تخصصی
امروزه با گسترش شبکههای اجتماعی و منابع آنلاین، توصیههای کوتاه و عمومی در زمینه سلامت روان فراوان شده است.
بخشانی تأکید میکند که مسائل روانشناختی پیچیدهتر از آن هستند که با نسخههای یکجملهای حل شوند. مراجعه به متخصصان دارای صلاحیت علمی و حرفهای، مهمترین گام برای تشخیص درست و دریافت درمان مؤثر است. استفاده نادرست از داروها یا روشهای غیرعلمی میتواند اضطراب را بدتر کند و سلامت روان را به خطر بیندازد.
تاثیر دوران بارداری بر سلامت روان نسل آینده
سلامت روان والدین، بهویژه مادران در دوران بارداری، نقش کلیدی در شکلگیری سلامت روان فرزندان دارد.
کاهش اضطراب مادر، پرهیز از مصرف خودسرانه دارو و فراهم کردن محیط آرام و حمایتی، به توسعه مغز و ساختار عصبی کودک کمک میکند. بخشانی یادآور میشود که فشار روانی مزمن مادر در دوران بارداری میتواند زمینهساز اضطراب، مشکلات رفتاری و شناختی در فرزند شود. بنابراین، حفظ آرامش روانی مادر، نقش مستقیمی در سلامت جسمی و روانی نسل آینده دارد.
ضرورت توجه هم زمان به سلامت روان و جسم
روان و جسم در یک رابطه دوسویه قرار دارند و سلامت هر یک بر دیگری تأثیر مستقیم میگذارد.
اضطراب مدیریتنشده میتواند موجب بروز بیماریهای جسمانی مانند اختلالات قلبی، گوارشی و ایمنی شود و به همین ترتیب، بیماریهای جسمانی نیز میتوانند باعث اختلالات روانی شوند. توجه همزمان به این دو بعد و استفاده از روشهای علمی مدیریت اضطراب، لازمه زندگی سالم و پیشگیری از اختلالات مزمن است.
نتیجه گیری
اضطراب بخشی طبیعی از زندگی انسان است، اما وقتی از حد بهینه فراتر رود، سلامت روان و جسم را تهدید میکند. شناخت علل اضطراب، آموزش مهارتهای مدیریت استرس، حمایت خانواده، بهرهگیری از تکنیکهای ذهنآگاهی و مراجعه به متخصصان، ابزارهای مؤثر برای کنترل آن هستند. توجه به سلامت روان مادر در دوران بارداری و مدیریت فشارهای روانی در کودکان و نوجوانان، تأثیر مستقیمی بر سلامت نسل آینده دارد. مدیریت علمی و هدفمند اضطراب، نه تنها کیفیت زندگی فرد را بهبود میبخشد، بلکه از بروز بیماریهای جسمانی و روانی در بلندمدت جلوگیری میکند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه