موسیقی بهعنوان یکی از هنرهای فراگیر، تأثیر شگرفی بر روان انسان دارد. پژوهشهای جدید نشان میدهند که موسیقی نه تنها احساسات ما را شکل میدهد، بلکه میتواند تخیل اجتماعی را فعال کند و حس همراهی و اتصال به دیگران را حتی در تنهایی تقویت کند. این یافتهها اهمیت موسیقی را فراتر از تجربه صرفاً زیباییشناسانه نشان میدهند و نقش آن را در سلامت روان و درمانهای شناختی برجسته میکنند.
موسیقی و تصویرسازی ذهنی: فراتر از احساسات
موسیقی میتواند مانند یک کاتالیزور برای تخیل اجتماعی عمل کند و صحنههایی از تعاملات اجتماعی را در ذهن شنونده ایجاد نماید. دکتر استفن اِی. هرف، عصبشناس شناختی، در این زمینه توضیح میدهد که موسیقی میتواند افکار مرتبط با گرما، همراهی و تعامل اجتماعی را برانگیزد، حتی زمانی که متن یا کلمات آهنگ حذف شده باشند. این یافتهها نشان میدهند که احساس همراهی ناشی از خود موسیقی است و نه صرفاً از محتوای کلامی آن.
مطالعه گسترده جهانی
برای بررسی دقیق این اثر، تیم دکتر هرف مطالعهای با مشارکت ۶۰۰ شرکتکننده از سراسر جهان انجام داد. در این مطالعه، شرکتکنندگان چشمان خود را بستند و سفرهای خیالی به مناظر جغرافیایی، مانند کوهها و رودخانهها، را تصور کردند. این تمرینها در دو حالت انجام شد: در سکوت و هنگام گوش دادن به موسیقی فولک از کشورهای ایتالیا، اسپانیا و سوئد. پژوهشگران دریافتند که موسیقی به طور مداوم تصاویر ذهنی مرتبط با تعاملات اجتماعی و لحظات مشترک با دیگران را تقویت میکند.
اثر موسیقی مستقل از کلمات
یکی از نکات کلیدی این مطالعه این بود که اثر موسیقی بر تخیل اجتماعی مستقل از وجود متن یا آواز است. حتی وقتی خواننده یا متن آهنگ حذف میشد، شرکتکنندگان قادر بودند صحنههای اجتماعی زنده و تعاملات انسانی را در ذهن خود تصور کنند. این امر نشان میدهد که موسیقی بهتنهایی میتواند حس همراهی و پیوند اجتماعی ایجاد کند و این اثر روانشناختی از ویژگیهای ذاتی صدا و ملودی ناشی میشود.
کاربردهای درمانی و سلامت روان
فعالسازی تخیل اجتماعی از طریق موسیقی میتواند در درمانهای رفتاری و شناختی کاربرد داشته باشد. برای مثال، درمانهایی که بر تصویرسازی ذهنی و تجسم هدایتشده متکی هستند، مانند مواجهه با فوبیا یا درمان PTSD، میتوانند با همراهی موسیقی بهبود یابند. موسیقی میتواند به بیماران کمک کند تا تجربههای ذهنی زندهتر و واقعیتری ایجاد کنند و مهارتهای مقابلهای خود را تقویت نمایند.
هوش مصنوعی و تجسم تخیل
در این مطالعه از هوش مصنوعی تولیدی (Stable Diffusion) برای بازسازی تصاویر بصری حاصل از تخیل شرکتکنندگان استفاده شد. نتایج نشان داد که تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی هنگام گوش دادن به موسیقی، نسبت به شرایط سکوت، حاوی مضامین اجتماعی و صحنههای تعاملی بیشتری بودند. آزمایش دوم نیز تأیید کرد که افرادی که خودشان موسیقی را گوش داده بودند، بهتر میتوانستند تصاویر متاثر از موسیقی را تشخیص دهند.
تنهایی و موسیقی
یکی از یافتههای مهم این تحقیق این است که موسیقی میتواند به کاهش احساس تنهایی کمک کند. در دوران همهگیری COVID-19، استفاده از موسیقی بهعنوان ابزار همراهی و آرامش اجتماعی افزایش یافت. بسیاری از شنوندگان گزارش کردند که موسیقی باعث شد احساس کنند با دیگران در تعامل هستند، حتی در شرایط انزوا و دوری از اجتماع. این اثر نشان میدهد که موسیقی میتواند بهعنوان یک مداخله کمهزینه و در دسترس در حمایت از سلامت روان مورد استفاده قرار گیرد.
ژانرها و زمینه های فرهنگی
پژوهشگران تأکید دارند که برای درک کامل اثر موسیقی بر تخیل، لازم است ژانرهای موسیقی متنوع و زمینههای فرهنگی مختلف، بهویژه ژانرهای غیرغربی، نیز مورد مطالعه قرار گیرند. این کار میتواند به ارائه روشهای متنوعتر و کاربردیتر برای استفاده تفریحی، آموزشی و بالینی از تکنیکهای تصویرسازی ذهنی کمک کند.
نتیجه گیری
این تحقیق نشان میدهد که موسیقی فراتر از ابزار سرگرمی، توانایی ایجاد حس همراهی و تقویت تخیل اجتماعی را دارد. با توجه به نقش موسیقی در کاهش تنهایی و ارتقای سلامت روان، میتوان از آن در مداخلات بالینی و درمانهای شناختی بهره گرفت. یافتهها همچنین تاکید میکنند که موسیقی، حتی بدون کلمات، میتواند جرقههای تخیل و ارتباط اجتماعی را در ذهن ما روشن کند و بهعنوان یک همراه واقعی در زندگی روزمره عمل نماید.
این مطالعه در مجله Scientific Reports منتشر شده و توسط دانشگاه سیدنی، شورای تحقیقات استرالیا و بنیاد ملی علوم سوئیس حمایت مالی شده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه